پردیس اهورا

Paradise Of Ahoora

کانال رسمی خردگان
یک شیوه ژورنالیستی از انگلیسی ها: اکثر ایرانیان نژاد آریایی ندارند

چندی پیش تلویزیون بی بی سی فارسی گزارشی پخش کرد و اینچنین نتیجه گرفت که اکثریت ایرانیان آریایی نیستند. توضیحی که در سایت بی بی سی فارسی نوشته شده بود به این شرح است:

۱۳ نوامبر ۲۰۱۱ - ۲۲ آبان ۱۳۹۰

«گروهی از محققین ژنتیک در دانشگاه پورتسموت انگلیس، به سرپرستی یک محقق ایرانی به نتایج جالبی درباره نژاد ایرانیان رسیده‌اند. این گروه معتقدند اکثر ایرانیان بر خلاف آنچه تصور می شود، نژاد آریایی ندارند بلکه به نژادی تعلق دارند که حدود ده هزار سال پیش ساکن ایران بوده‌اند. این تحقیقات که قسمتی از تحقیقات جهانی ژنتیک است به سرپرستی دکتر مازیار اشرفیان بناب سالها پیش در دانشگاه کمبریج شروع شده و در دانشگاه پورتسموت به نتیجه رسیده است.»

تعجب می کنم که بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی، سایت ها، وبلاگ ها و حتی خبرگزاری ها بدون بررسی کامل این موضوع و مطمئن شدن از درستی یا نادرستی آن، فقط و فقط همین چند خط را کپی کردند!!

با گذشت چند ماه از پخش این گزارش، دکتر اشرفیان بناب (که سرپرست این گروه پژوهشی معرفی شده بودند) این موضوع را تکذیب کردند.

متن کامل این توضیح به این شرح است:

سه شنبه ۱۵ مه ۲۰۱۲ - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱

اینجانب در مصاحبه خود با گزارشگر محترم بی بی سی فارسی به هیچ عنوان ادعا و عنوان نکرده ام که "اکثر ایرانیان نژاد آریائی ندارند" و این جمله که به اشتباه به عنوان تیتر گزارش انتخاب شده، کاملا با آنچه اینجانب مطرح کرده و باور دارم متفاوت است.

تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران) ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوتهای جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبانهای مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمتهای جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده بر می گردد.

این مطالعات ژنتیک نشان می دهند که شباهت های ژنتیکی ما ایرانیان با اروپائیان نه به دلیل مهاجرت اقوامی از اروپا به ایران (در حدود چهار هزار سال قبل) بلکه به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به سمت اروپا (در حدود ده هزار سال قبل) می باشد.

اندکی تفحص در منابع و مدارک تاریخی موجود نشان می دهد که کلمات "آریا و آریائی" به کرات توسط شخصیتهای تاریخی و مورخان داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گرفته و دارای معانی مختلفی بوده اند، مثلا به عنوان نامی برای یک جمعیت باستانی در ایران، نامی برای زبان ایران باستان و حتی نامی برای سرزمینی که محل اقامت ایرانیان باستان بوده است به کار رفته است. اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آریائیان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدا و منشاء بزرگترین ابداعات و نو آوریهای انسان مدرن بوده اند (از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدنهای پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته).

هر چند بررسی دقیق اینکه آریائیان که بوده اند، چه وقت و در کجای سرزمینهای ایران باستان ساکن بوده اند نیاز به تحقیقات جامع زبان شناسان، متخصصان تاریخ و باستان شناسی دارد، امروزه شواهد مختلفی از جمله یافته های باستان شناسی و ژنتیک درستی این فرضیه که اقوامی از سرزمینهای دور اروپائی به فلات ایران مهاجرت کرده اند را به طور جدی مورد سئوال قرار داده و آنرا رد می کنند.

باور بنده اینست که برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپائی برای فرضیه نژادپرستانه خود که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبانهای هندو-اروپائی و حتی برتری نژادی برخی اروپائیان را داشته است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته اند و نام "آریائی" را که ریشه در زبانهای سانسکریت و ایران باستان دارد را به امانت گرفته و به نوعی مورد سوء استفاده قرار داده اند.

همزمانی این سوء استفاده علمی دانشمندان اروپائی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاستهای ملی گرایانه وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیتهای (آریائی) اروپائی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپائی صحبت می کرده اند (و دانشمندان اروپائی آنها را آریائی نام نهاده اند)، از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریائیان مهاجر هستیم. استناد این دانشمندان اروپائی تغییر زبان ایرانیان باستان از دراویدی به هندو-اروپائی در حدود چهار هزار سال پیش است.

تحقیقات بسیار جدید و برجسته ژنتیکی و زبان شناسی نشان می دهند که زبان یک جمعیت براحتی و حتی با حضور فقط ده در صد از مردان مهاجم یا مهاجر که مزیت و برتری نسبی نسبت به جمعیت بومی داشته اند تغییر می کرده است. این مسئله در کنار شواهد مربوط به تغییرات عمده آب و هوائی و خشکسالی بسیار شدید در فلات ایران که منجر به محو تمدنهای جنوب و جنوب شرقی ایران و مهاجرت وسیع ایرانیان به سمت شمال (در حدود چهار هزارو دویست سال قبل) شده اند، می توانند براحتی تغییر زبان رایج در ایران (از زبان دراویدی به هندو-اروپائی) را در حدود چهار هزار سال قبل توجیه کنند.

در پایان و بطور خلاصه اعتقاد بنده اینست که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریائیهائی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدنهای انسانی را پایه گذاری کرده اند و تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران (که به غلط و حتی عمدا توسط عده ای از دانشمندان اروپائی نام آریائی بر آنها نهاده شده) و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان یک فرضیه غلط و نژاد پرستانه وارداتی است.

 

دکتر مازیار اشرفیان بناب

دانشگاه پورتموث - انگلستان

http://www.bbc.co.uk/persian/science/2012/05/120515_l10_ashrafian_clarification.shtml

 

پیش از این بنده در نوشتاری پیرامون این موضوع، به گزارش پخش شده در تلویزیون بی بی سی فارسی انتقاد کردم و شک داشتم که «آریایی نبودن ایرانیان» از جانب آقای دکتر اشرفیان بناب بیان شده باشد. در آن مقاله بنده اشاره کرده بودم: «به نظر می رسد که آریایی نبودن ایرانیان در اولویت توجه آقای اشرفیان نبوده بلکه ریشه مشترک چندین هزار ساله ایرانیان مورد توجه ایشان بوده است»
همچنین سوالی این چنین مطرح کرده بودم: «آیا به راستی چنین ادعایی از طرف دکتر اشرفیان و همکارانش مطرح شده است یا بی بی سی فارسی تأکید زیادی بر روی آن کرده است؟!»
به هر حال بسیار خوشحالیم که چنین پژوهشی حقایق کاملا مستند را درباره تاریخ ما آشکار کرد. از آقای دکتر اشرفیان بناب و همکارانش نهایت سپاس گزاری را داریم.

در ادامه به بررسی این موضوع و چگونگی احتمال بوجود آمدن این اشکالات می پردازیم.

 

یک شیوه ژورنالیستی از انگلیسی ها: اکثر ایرانیان نژاد آریایی ندارند


هدف اصلی این پژوهش چه بوده است؟!

دکتر مازیار اشرفیان بناب

 

به نظر می رسد که آریایی نبودن ایرانیان در اولویت توجه آقای اشرفیان نبوده بلکه ریشه مشترک چندین هزار ساله ایرانیان مورد توجه ایشان بوده است. بدین منظور برخی از استخوان های اقوام باستانی ساکن فلات ایران را مورد بررسی قرار داده اند.

این موضوع به وضوح در نوشتاری با عنوان «همه مردم فلات ایران از یک ریشه اند» بیان شد. دکتر اشرفیان در مصاحبه با ایسنا گفت:

ساکنان فلات ایران در گذر تاریخ هر چند بسیار مورد هجوم و آسیب سایر اقوام قرار گرفته اند و گاه زبان و تکلم آن‌ها کمابیش تحت تاثیر قرار گرفته است نه تنها هویت فرهنگی و تاریخی خود را حفظ کرده‌اند بلکه محتوای ژنتیکی خود را که نشان از ریشه مشترک چندین هزار ساله آنان دارد را نیز مصون داشته اند.

 

همچنین در توضیحات آقای اشرفیان اینگونه بیان شد:

تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران) ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوتهای جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبانهای مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند.

 

اما تلویزیون بی بی سی فارسی در هنگام پخش گزارش، با شیوه ژورنالیستی خاصی بحث را این گونه شروع کرد: «دانشگاه پورتسموت؛ جایی که یک ایرانی نظریه مهاجرت تاریخی آریایی ها را به چالش کشیده است.»

و سپس موضوع ریشه مشترک ایرانیان در ادامه ی یک سوال گزارشگر که برای مخاطبان پخش شد؛ بیان می شود. لازم به ذکر است که نشان داده نشد که چنین سوالی از آقای اشرفیان پرسیده باشد. سوال بدین شرح است: «اما اگر این تحقیقات نشان می دهد ریشه اقوام ایرانی آریایی نیست، پس ریشه ی آنها را کجا باید پیدا کرد؟!»

جالب آنکه عنوان این گزارش در سایت بی بی سی فارسی اینگونه می شود: «اکثر ایرانیان، نژاد آریایی ندارند». بی بی سی فارسی به هر قیمتی می خواسته است آریایی نبودن ایرانیان را القا کند و با شیوه های حرفه ای رسانه ای این کار را به انجام رسانید.

در صورتی که ممکن است هدف این تخقیقات چیز دیگری باشد.

 

مشخص نیست تعریفی که گزارشگر محترم بی بی سی فارسی از آریایی بودن داشتند چیست؟! آیا نباید این سوال پرسیده می شد که در پژوهش های آقای اشرفیان بناب اقوامی که در طول تاریخ خود را آریایی می دانستند و کتیبه هایی از آنها بجا مانده است هم مورد توجه بوده اند یا خیر؟! مثلا آیا بررسی خاصی بر روی یک هخامنشی صورت گرفته است؟! آیا نژاد او کاملا با اقوام ١٠ هزار سال قبل متفاوت بوده است؟! آیا نژاد او با ایرانیان امروز متفاوت بوده است؟!

همچنین گزارشگر برای مخاطبین خود روشن نکرد که این گروه پژوهشی، بررسی وضعیت نژاد کنونی ایرانیان با دیگر اقوامی که «هند و اروپایی» یا دسته شرقی آن یعنی «هند و ایرانی» یا «آریایی» خوانده می شوند را انجام داده اند یا خیر؟!

آیا نژاد دیگر مردمانی که هند و اروپایی خوانده می شوند با نژاد منطقه آسیای میانه (که یه نظر می رسد توسط بی بی سی فارسی منشأ اصلی آریا ها دانسته شده) یکسان است؟!

آیا نژاد ما با مردمان هندوستان کاملاً متفاوت است؟! با کشور هایی مانند یونان، ایتالیا و... که هند و اروپایی خوانده می شوند، چطور؟!

(لازم به ذکر است که در این نوشتار معنای روزمره واژگان مد نظر است. ممکن است مفهومی به نام نژاد در مباحث علمی وجود نداشته باشد اما منظور از واژه نژاد در این نوشتار مفهوم کلی آن در کاربرد روزمره است.)

 

اگر گفته می شود ایرانیان آریایی نیستند انتظار می رود که این بررسی ها انجام گرفته باشد و گزارشگر باید این موارد را از روشن می کرد و بعد عنوان «اکثر ایرانیان نژاد آریایی ندارند» را بر روی گزارش می گذاشت.

 

«آریایی بودن» چیست؟!

در طول تاریخ واژه ی «آریا» و واژگانی مانند آن، کاربرد های گوناگونی داشته است؛ مفاهیمی مانند آزادگی، نام یک قوم یا زبان و یا نام یک سرزمین و... . شاید این واژه یادگاری از دوران بسیار کهن زندگانی بشر باشد که بسیاری از اقوام گوناگون در یک جا ساکن بوده اند. شاید این عصر مقارن با سرمای شدید کره زمین بوده است که در آن شرایط، گرمای آتش و نور خورشید، برای بشر بسیار ارزشمند و جالب بوده است. به نظر می رسد معنای «آریا»، «شریف و آزاده» می باشد هرچند معنی های دیگری هم از این نام شده است.

آنچه مسلم می نماید این است که نام «آریا»(یا نام هایی مانند آن) بسیار کهن می باشد و در منابع کهن مخصوصا منابع ایرانی و هندی دیده می شود. به نظر می رسد یک بار مثبت هم در این نام وجود داشته است و بسیاری از ایرانیان و هندی ها خود را آریایی می دانستند.

از طرفی نظریه پردازان معمولا با بررسی های زبان شناسی به نتایجی رسیده اند و نام «هند و اروپایی» را بر روی یک گروه زبانی خاص قرار داده اند؛ زیرا از هند تا اروپا گسترش دارد.

محدودهٔ پراکنش اصلی هند و اروپاییان. در این نقشه تمایز زبانی سَتِم (قرمز) و کنتوم (آبی) در میان زبان‌های هند و اروپایی نشان داده شده‌است.

پدید آورنده تصویر: کاربر Dbachmann ویکی پدیا

 

نظریاتی مطرح شد که این جمعیتی که در گروه زبانی «هند و اروپایی» قرار دارند از یک تبار و نژاد هستند و به دلیل مهاجرت از یک جای مشخص به مکان های دیگر گسترش یافته اند. بسیاری از پژوهشگران نظریه هایی درباره منشأ اولیه آنها بیان کردند.

گرچه عده ای نام آریا را به صورت کلی برای «هند و اروپایی» ها بیان کردند اما نظریاتی مطرح شد که هند و اروپاییان را به گروه های شرقی و غربی تقسیم می کرد؛ دسته ی شرقی شامل ایرانی ها و هندی ها بود که به «هند و ایرانی» شهرت یافت. به نظر می رسد اگر بخش شرقی «هند و اروپاییان» را «آریایی» بنامیم صحیح تر است و این موضوع رایج است.

حال سوال اینجاست که چرا برخی اوقات معیار «آریایی» بودن دسته های غربی «هند و اروپایی» در نظر گرفته شد؛ در حالی که نام «آریایی» در منابع شرقی دیده شده است؟!

به هر حال با پیشرفت دانش کم کم مشخص شد که دسته بندی نژادی و تباری بوسیله زبان و گروه های زبانی نمی تواند چندان درست باشد و اتفاقا تأثیرات محیط زیست را نباید نادیده گرفت. باید توجه کنیم که آن دسته بندی نژادی که در سال های پیشین بر اساس ریخت شناسی وجود داشت؛ بی نقص و دقیق نیست.

به راستی ما نمی توانیم یک تعریف دقیق و بی نقصی از نژاد و یک مرز بندی مشخص برای نژاد داشته باشیم؛ شاید اگر نژاد و هم نژادی را نوعی خویشاوندی در نظر بگیریم بهتر باشد. با بررسی منابع تاریخی به نظر می رسد این نزدیکی خویشاوندی و ایده ی نزدیکی تباری با مردمان دیگر در منابع ما هم وجود داشته است که در ادامه به آن اشاراتی می کنیم.

به طور کلی باید گفت که نام «آریا» در بین هندی ها و ایرانیان رواج داشته است و به نظر می رسد شباهت های نژادی میان بخش هایی از قاره اروپا از جمله منطقه مدیترانه، کشور هایی مانند یونان، ایتالیا و ایرانیان و هندی ها دیده می شود.

 

اشکال از کجا سرچشمه می گیرد؟!

احتمال دارد آریایی نبودن ایرانیان از آن جهت مطرح شده باشد که دست اندرکاران بی بی سی فارسی، آریاییان را مهاجر می پنداشتند و حضور آنها در فلات ایران را در ٢ یا ٣ هزار سال قبل از میلاد (نزدیک به ۴ هزار سال قبل) آن هم از منطقه آسیای میانه می دانستند. از این رو اقوامی که ١٠ هزار سال قبل در فلات ایران زندگی می کردند را غیر آریایی تصور کرده اند.

این در حالی است که نمی توان این موضوع را به عنوان یک حقیقت قطعی پذیرفت چرا که این تنها یکی از نظریه هایی است که درباره زمان آریایی ها داده شده است، که در ادامه توضیحاتی در این باره داده می شود.

بی بی سی فارسی در گزارش خود که مشخص نیست از آقای اشرفیان چه چیزی درخواست کرده است و تصویری از پرسش گزارشگر بی بی سی فارسی از دکتر اشرفیان بناب نشان داده نمی شود؛ این صحبت های آقای اشرفیان را به تصویر کشید:

با توجه به تفاوتهای زبانی، بعضی وقتها با توجه به تفاوتهای فرهنگی، گاهی تفاوتهای مذهبی، بیست و شش گروه مختلف مورد مطالعه قرار گرفتند و مطالعات ژنتیک نشون می ده علیرغم اینکه ما زبانمون رو به عنوان شاخه ی مهمی از زبان ایندو یوروپین یا شاخه ی ایرانی زبان ایندو یوروپین هست از بخشهایی از فلات مرکزی قسمتهای مرکزی آسیا گرفتیم؛ محتوای ژنتیکی ما به مقدار بسیار بسیار بسیار محدود و کمی به اون منطقه بر می گرده؛ مارکرها و شاخصهای ژنتیکی خاصی که ما می تونیم در آسیای میانه پیدا بکنیم، ماورا قفقاز که بر اساس تئوری های موجود منشا اولیه اقوام آریایی بوده، در فلات ایران بسیار بسیار کم پیدا میشن و این نشون می ده که تاثیر ژنتیکی بسیار کمی اگر هم گرفتیم از اقوام مهاجر مرکز آسیا میانه گرفته شده و در ایران میشه پیداش کرد.

البته به نظر می رسید تنها بخشی از سخنان ایشان پخش شد. با توجه به توضیحات بعدی آقای اشرفیان، مشخص می شود که اتفاقا ایشان به تئوری های موجود نقد داشتند و شاید از همین رو بود که چنین مواردی را مطرح کردند.

ایشان در توضیحات بعدیشان اظهار داشتند که:

در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپائی صحبت می کرده اند (و دانشمندان اروپائی آنها را آریائی نام نهاده اند)، از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریائیان مهاجر هستیم.

...

اعتقاد بنده اینست که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریائیهائی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدنهای انسانی را پایه گذاری کرده اند.


همچنین درباره تأثیرات زبانی هم سخن به میان آوردند:

تحقیقات بسیار جدید و برجسته ژنتیکی و زبان شناسی نشان می دهند که زبان یک جمعیت براحتی و حتی با حضور فقط ده در صد از مردان مهاجم یا مهاجر که مزیت و برتری نسبی نسبت به جمعیت بومی داشته اند تغییر می کرده است. این مسئله در کنار شواهد مربوط به تغییرات عمده آب و هوائی و خشکسالی بسیار شدید در فلات ایران که منجر به محو تمدنهای جنوب و جنوب شرقی ایران و مهاجرت وسیع ایرانیان به سمت شمال (در حدود چهار هزارو دویست سال قبل) شده اند، می توانند براحتی تغییر زبان رایج در ایران (از زبان دراویدی به هندو-اروپائی) را در حدود چهار هزار سال قبل توجیه کنند.

پس مشخص می شود که منظور آقای اشرفیان بناب این بود که اگر هم ما تأثیر زبانی از نقاطی گرفته باشیم، دلیل مهاجرت آن اقوام و یا تأثیر ژنتیکی آن ها نیست.

حتما می دانید که درباره منشأ اولیه یا جایگاه نخستین آریاها هم نظریه های زیادی مطرح شده است که آسیای میانه تنها یکی از آنها است.

 

شاید بتوان پندار دست اندرکاران بی بی سی فارسی که اظهار می دارند ایرانیان آریایی نیستند را در دو مورد بررسی کرد:

١ - زمان ورود آریایی ها : زمان ورود را ۴ هزار سال قبل می دانند.

٢ - منشأ اولیه آریایی ها : منشأ اولیه آریایی ها را آسیای میانه و قفقاز می پندارند.

آیا دقیقا این دو مورد درست هستند و هیچ شک و شبهه ای در آنها نیست؟ آیا می توان آنها را یک حقیقت تاریخی دانست؟!

البته وجود اشکال در زمینه های تاریخی در این گزارش طبیعی است، زیرا دست اندرکاران بی بی سی تاریخ دان و یا باستان شناس نیستند و بیشتر به منافع ملی بریتانیا توجه دارند.

 

نظریه های مهاجرت آریاها به فلات ایران

بسیاری از پژوهش گران، آریاها را مهاجر به فلات ایران دانستند اما درباره زمان ورود آن ها و منشأ اولیه آن ها، نظریات زیادی مطرح شده است. پاره ای از پژوهش گران هم آریاها را ساکنین اصلی فلات ایران بر می شمارند.

در اینجا فقط چند مورد از نظریه های مشهور که درباره مهاجرت آریاها داده شده است را می آوریم و این موضوع را در دو بخش ١ - زمان ورود آریاها به فلات ایران و ٢ - منشأ اولیه آریاها، بیان می کنیم.

 

 

١ - زمان ورود آریاها به فلات ایران

 

آریاها از ابتدا در فلات ایران بودند

این نظریه ها نسبت به نظریات دیگر کمتر شنیده شده اند. این نظریات اظهار می دارند که اصلا آریاها مهاجرت وسیعی به فلات ایران نکردند و از ابتدا در ایران ساکن بودند. برخی از صاحبان این نظریه ها معتقدند از افسانه ها و اسطوره های ایرانی می توان به هویت تاریخی ایرانیان پی برد و اشاره می کنند که در این منابع صحبتی از مهاجرت ایرانیان نیست و مردمان این سرزمین از ابتدا ساکن این کشور بودند.

برخی از پژوهش گران هم با بررسی های دیرینه شناسى به این موضوع دست یافته اند.

برای دانش بیشتر بنگرید به: آریایی‌ها از شمال نیامدند

همچنین برای دانش کامل تر، بنگرید به :

فریدون جنیدی، زندگی و مهاجرت آریائیان

جهانشاه درخشانی، آریاییان، مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان

 

حضور آریاها در فلات ایران نزدیک به ١٩ هزار سال قبل بوده است

این نظریه اظهار می دارد که نیاکان آریایی های ایرانی، از دیر هنگام تا پیرامون ٢٠ هزار سال پیش در جایی غیر از فلات ایران می زیسته اند و از نزدیک ١٩ هزار سال پیش، در فلات ایران حضور داشته اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر رجوع شود به :

مقاله سورنا فیروزی در امرداد

 

البته برخی معتقدند در این مهاجرت گروهی از آریاها، همچنان در جایگاه اولیه خود ماندند و سرانجام درپی پیشروی فرجامین یخبندان(پیرامون ١٠ هزار سال پیش) آن‌ها نیز به فلات سرازیر شدند. پس مهاجرت ها در دو مرحله انجام شده است یکی نزدیک ١٩ هزار سال پیش و دیگری نزدیک ١٠ هزار سال پیش.

 

حضور آریاها در فلات ایران  به بیش از ١٠ هزار سال تا ٧ هزار سال قبل بر می گردد

برخی از محققین با توجه به آنکه نام آریا (یا نام هایی مانند آن) در کتیبه ها و متون تاریخی دیده می شود و همچنین زمان برخی از اشخاص آریایی که بنا بر گفته ها به بیش از ٧ هزار سال قبل از میلاد بر می گردد به این نظریه روی آوردند.

یکی از مواردی که می توان در تأیید این نظریه بدان اشاره کرد گفته مورخان یونانی درباره زمان زرتشت می باشد که آنرا نزدیک به ۶۵٠٠ سال قبل از میلاد (نزدیک به ٨۵٠٠ سال قبل) می دانند. برخی از پژوهشگران معتقدند که اگر این گفته ها را در کنار منابع ایرانی مانند اوستا، شاهنامه و متون پهلوی قرار دهیم، حضور آریاها در ایران به بیش از ١٠ هزار سال قبل بر می گردد.

 

حضور آریاها در فلات ایران نزدیک به ۴ هزار سال قبل است

شاید این نظریه بیشتر از نظریه های دیگر شنیده شده باشد. این نظریه معمولاً به عنوان یک اصل پذیرفته می شود. هرچند نقد های بسیار زیادی به آن شده است ولی در کتاب های زیادی با این نظریه روبرو می شویم.

معتقدان به این نظریه اقوام بومی فلات ایران را غیر آریایی می دانند و حتی برخی از آنان معتقدند قبل از آریاها اقوام دیگری (مانند آزیانیک) هم به این فلات مهاجرت کرده اند.

در کل، مهاجرت های عمده را در سه موج مهم بررسی می کنند :

١ - آزیانیک در حدود هزاره چهارم قبل از میلاد

٢ - هند و اروپایی در حدود هزاره سوم قبل از میلاد

٣ - هند و ایرانی حدود هزاره دوم قبل از میلاد که مهمترین آنها مادها و پارس ها می باشند.

 

بررسی:

به نظر می رسد دست اندرکاران بی بی سی فارسی تنها به نظریه آخر اطمینان داشتند و نقدهایی که به این نظریه شده است مورد توجه ایشان نبوده است. حتی شاید بتوان با توجه به پژوهش های ژنتیکی آقای اشرفیان، بتوان گفت که این نظریه با اما و اگر روبرو می شود و این موضوع هم در کنار دیگر نقد هایی که به این نظریه شده است جای داد.

به هر حال هم ریشه بودن ایرانیان با یکدیگر از ١٠ هزار سال قبل تنها متناسب نظریه چهارم ذکر شده نیست و حتی می توان گفت با سه نظریه دیگر همخوانی دارد.

 

٢ - منشأ اولیه آریاهایی که به ایران مهاجرت کردند

 

آریاها ساکنین اصلی فلات ایران بودند

در این نظریه منشأ اصلی آریاها سرزمین ایران معرفی می شود. این نظریه با توجه به افسانه ها و اسطوره های ایرانی بیان می دارد که مهاجرت از داخل فلات ایران به دیگر مناطق صورت گرفته است. برخی از نظریه پردازان دوره فریدون را دوره چند بهره شدن نژاد آریا می دانند که بخشی از آریاها در جایگاه اولیه خود یعنی ایران باقی ماندند و بخشی دیگر به سرزمین های دیگر رفتند.

همچنین برای دانش کامل تر، بنگرید به :

فریدون جنیدی، زندگی و مهاجرت آریائیان

جهانشاه درخشانی، آریاییان، مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان

 

غرب و شمال غرب

برخی از پژوهشگران معتقدند که آریاها از سوی غرب فلات ایران روانه این سرزمین شده اند. شبه جزیره اسکاندیناوی، شمال آلمان و جنوب دانمارک، میان رودان و ... از مواردی هستند که به عنوان منشأ اولیه آریاها بیان می شوند که در غرب و شمال غرب فلات ایران قرار دارند.

 

شبه جزیره اسکاندیناوی که امروز شامل کشور های سوئد، نروژ و دانمارک می شود یکی از مواردی است که به عنوان منشأ اولیه آریاها معرفی می گردد

 

شمال آلمان و جنوب دانمارک از دیگر مواردی است که به عنوان منشأ  اولیه آریاها بیان می شود.

 

میان رودان که شامل کشور عراق امروزی و بخش هایی از ایران کنونی است و خواستگاه تمدن های بزرگی بوده است از موارد دیگری است که به عنوان منشأ اولیه آریا ها معرفی می گردد.

صاحبان این نظریه معتقدند مردمان تمدن هایی مانند سومر و بابل و... با ایرانیان هم نژاد بوده اند.

 

شمال و شمال شرق

آسیای میانه و قفقاز دیگر مکان هایی است که به عنوان منشأ اصلی قوم آریا بیان می شود. البته برخی هم این مناطق را مسیر مهاجرت اقوام آریایی دانسته اند. گفته می شود هند و اروپاییان از سرزمین‌ های واقع در دشت‌ های جنوب روسیه، نواحی شرقی و فرودست رود Dniepr، شمال قفقاز و غرب اورال برخاستند و به تدریج بخش‌های گسترده‌ای از اروپا و آسیا را به دست آوردند. هند و ایرانیان یا آریاها در منطقه ی تمدنی «آندرونو» Andronovo (گستره‌ای شامل سرزمین‌های واقع در سیبری غربی تا رودخانه‌ی اورال) می‌زیستند و رفته رفته به فلات ایران رهسپار شدند.

بنگرید به: قوم آریایی، داریوش کیانی

 

آسیای میانه که در شمال شرق فلات ایران قرار دارد امروز شامل کشورهای قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان می شود.

 

منطقه قفقاز شامل کشور های جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و بخشهای کوچکی از شمال باختری ایران و شمال خاوری ترکیه می‌شود.

 

 لازم به ذکر است که برخی از نظریه ها مهاجرت هند و اروپاییان را در چند مرحله می دانند به طوری که به مکان های گوناگون مهاجرت کردند و دسته ای از آنها به فلات ایران آمده اند. به طور کلی در این زمینه نظریه های پیچیده ای عنوان شده است که به منظور اختصار از وارد شدن به آنها خود داری می کنیم.

 

بررسی:

باز هم مشاهده می شود که پژوهشگران نظر یکسانی درباره منشأ اولیه آریاها ندارند.

دکتر اشرفیان درباره پژوهش های خود گفت: این نشون می ده که تاثیر ژنتیکی بسیار کمی اگر هم گرفتیم از اقوام مهاجر مرکز آسیا میانه گرفته شده.

باید دید تعریفی که از آریاها می شود چیست؟! آیا فقط ساکنین آسیای میانه آریایی نامیده می شوند؟!(البته شاید از دید بی بی سی فارسی فقط ساکنین آسیای میانه آریایی محسوب شوند که چنین عنوانی انتخاب کرده است) پس با توجه به پژوهش های ایشان ممکن است فقط یکی از نظریه ها با اما و اگر روبرو شود، نه آنکه آریایی بودن ایرانیان رد شود.

اگر هم بپذیریم که آسیای میانه منشأ اصلی آریاها بوده است، تفاوت نژاد امروز ایرانیان با آسیای میانه شاید دلیل محکمی برای نا آریایی بودن ایرانیان نباشد.

این طور که نظریه ها بیان می کنند سرمای بی سابقه ای جایگاه ابتدایی آریاها را فرا گرفت و زندگی غیر ممکن شد و از این رو آریاها تصمیم به مهاجرت گرفتند. شاید تمام آنها از آن مکان های سرد و غیر قابل زندگی مهاجرت کردند و به دیگر سرزمین ها پناه بردند و حتی ممکن است کسانی که در جایگاه نخستین مانده باشند از شدت سرما نابود شده باشند. همچنین ممکن است در طول تاریخ اقوام دیگری جای آنها را گرفته باشند و اثر کمی از آریایی های نخستین در این منطقه باقی مانده باشد.

 

پژوهش های دیگر درباره نژاد ایرانیان

جالب اینجاست که این اولین پژوهشی نیست که درباره نژاد ایرانیان صورت می گیرد. پیش از این پژوهش هایی انجام شده است که حاکی از آریایی بودن ایرانیان است. تنها نکته ای که به نظر می رسد در پژوهشهای این گروه به سرپرستی آقای اشرافیان بناب تازگی دارد بررسی ژنتیکی اقوام باستانی است.

در اینجا به چند مورد از پژوهش های پیشین که به این حوزه ارتباط پیدا می کند اشاره می کنیم:

 

پژوهش های کاوالی اسفورتسا

تصویر زیر نتایج پژوهش های «کاوالی اسفورتسا» را نشان می دهد. همانطور که مشخص است اقوامی که هند و اروپایی خوانده می شوند از نظر تباری نزدیک هستند.

 برای دانش بیشتر بنگرید به:

Luigi Luca Cavalli-Sforza, Paolo Menozzi, Alberto Piazza. The History and Geography of Human Genes. 1994. ISBN: 978-0691087504

تحقیقات آقای کاوالی اسفورتسا بر روی نمونه های واجد شرایط از بیست و شش ملیت مختلف انجام گرفت که نتایج جالبی بدست آمد. مطابق با این گراف نزدیکترین گروه به ایرانیان، یونانیان هستند با ۰٫۰۰۷۰ اختلاف، پس از ایشان به ترتیب ۰٫۰۱۳۳ مردمان ایتالیا و ۰٫۰۱۵۲ هندوستان و...

این موضوع نشان از نزدیکی برخی از ملت های هند و اروپایی به یکدیگر دارد و به نوعی همان آریایی بودن این ملت ها را نشان می دهد.

برای دانش بیشتر بنگرید به: میزان خویشاوندی و شباهت ژنتیکی بیست و شش گروه جمعیتی

 

پژوهش های ریگوئیرو

تحقیق ریگوئیرو و همکارانش از دانشگاههای فلوریدا و استنفورد در سال ٢٠٠۶ نشان از نزدیکی فراوان ساکنان کنونی ایران با یکدیگر داشت. به موجب همین تحقیق بخش عمده ژنوم ایرانی ها به نژاد آریایی تعلق دارد.

 

برخی از پژوهش های داخلی

پژوهش مهم دیگر بر روی آذریهای ایران توسط محققان دانشگاه تبریز (اصغرزاده، رهبانی نوبر و رنجبر)، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (رحیمی پور) و دانشگاه علوم پزشکی ارتش (صمدی کفیل) در سال ٢٠١١ انجام شد که نتایج قابل ملاحظه ای در پی داشت که باز هم نشان از نزدیکی آذریها با دیگر مردمان ایران داشت.

ژورنال بیوتکنولوژی ایران: ١٢٠ ، ٢٠١١

 

توضیح آقای اشرفیان بناب

به هر حال بعد از مدتی درباره این موضوع توسط شخص آقای اشرفیان بناب توضیح داده شد و ایشان ابهامات را بر طرف کردند.


با سپاس از:

عبدالعظیم رضایی. اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان. چاپ ششم، تهران: دُر، ۱۳۸۱، ISBN 964-6786-14-6.

هنر و باستان شناسی ماد، هخامنشی، پارت و ساسانی.  انتشارات مارلیک.

فریدون جنیدی. زندگی و مهاجرت آریائیان. چاپ پنجم، تهران: نشر بلخ، ١٣٨٩ ، ISBN 978-964-6337-31-2.

ژورنال بیوتکنولوژی ایران

Luigi Luca Cavalli-Sforza, Paolo Menozzi, Alberto Piazza. The History and Geography of Human Genes. 1994. ISBN: 978-0691087504

مقاله دکتر شاهین بزرگمهر

مقاله سورنا فیروزی در امرداد

مقاله تارنگار فردا


دیدگاه های بازدیدکنندگان


واپسین به روز رسانی


نمایش تمام صفحه


نوشتارهای ما را می دزدند و هیچ مرجعی پاسخ گو نیست

دزدهای فضای مجازی

کانال رسمی خردگان