پردیس اهورا

Paradise Of Ahoora

کانال رسمی خردگان
نگاهی به نژاد آریایی

بررسی آریاها و نگاهی به پژوهش های ژنتیکی

نویسنده: مجید خالقیان          نخستین گستردن: ۱۱ تیر ۱۳۹۱               بازبینی شده در:  ۱۰ خرداد ۱۳۹۲


درباره زندگی نخستین ایرانیان، تا کنون پژوهش های زیادی انجام گرفته است و نظریه ها و گفته های زیادی در این باره مطرح شده است.

همانطور که آگاه هستید؛ از ایرانیان و آریاها بسیار سخن به میان می آید. بسیار مشهور است که آریاها از اقوام مهاجر به فلات ایران بودند و درباره ی خواستگاه اصلی آنها هزاران نظر و عقیده وجود دارد. از آنجایی که زندگانی نخستین آریاها به دوره پیش از تاریخ بر می گردد و به طور کلی درباره این دوره اطلاعات کامل و دقیقی در دسترس نیست، پژوهشگرانِ حوزه تاریخ، هنوز به اتفاق نظر درباره چگونگی مهاجرت آنها نرسیده اند و باید پذیرفت که این موضوع با توجه به داده های تاریخی هنوز هم مبهم و رمز آلود است.

اما جدا از پژوهش های تاریخی، پژوهش های ژنتیکی فراوانی هم بر روی ایرانیان انجام گرفته است. با قرار دادن برخی از این پژوهش های ژنتیکی در کنار پژوهش های تاریخی، شاید حقایقی درباره زندگی مردمان فلات ایران در اختیار ما قرار گیرد. به نظر می رسد بر خلاف آنچه که جا افتاده است، حضور نیاکان ایرانیان امروز در فلات ایران مربوط به هزاره های دوم و سوم پیش از میلاد نیست بلکه حداقل از ده هزار سال قبل در فلات ایران ساکن بودند. 

 

«آریایی بودن» چیست؟!

در طول تاریخ واژه ی «آریا» و واژگانی مانند آن، کاربرد های گوناگونی داشته است؛ مفاهیمی مانند آزادگی، نام یک زبان و یا نام یک سرزمین و... . شاید این واژه یادگاری از دوران بسیار کهن زندگانی بشر باشد. زمانی که کشاورزی مهم ترین موضوع برای بشر بوده است و گرمای آتش و نور خورشید، بسیار ارزشمند و جالب بوده است. به نظر می رسد معنای «آریا»، «شریف و آزاده» می باشد هرچند معنی های دیگری هم از این نام شده است.

آنچه مسلم می نماید این است که نام «آریا»(یا نام هایی مانند آن) بسیار کهن است و در منابع ایرانی و هندی دیده می شود. به نظر می رسد یک بار مثبت هم در این نام وجود داشته است.

از طرفی نظریه پردازان معمولا با بررسی های زبان شناسی به نتایجی رسیده اند و نام «هند و اروپایی» را بر روی یک گروه زبانی خاص قرار داده اند؛ زیرا از هند تا اروپا گسترش دارد.

محدودهٔ پراکنش اصلی هند و اروپاییان. در این نقشه تمایز زبانی سَتِم (قرمز) و کنتوم (آبی) در میان زبان‌های هند و اروپایی نشان داده شده‌است.

پدید آورنده تصویر: کاربر Dbachmann ویکی پدیا

 

نظریاتی مطرح شد که این جمعیتی که در گروه زبانی «هند و اروپایی» قرار دارند از یک تبار و نژاد هستند و به دلیل مهاجرت از یک جای مشخص به مکان های دیگر گسترش یافته اند. بسیاری از پژوهشگران نظریه هایی درباره منشأ اولیه آنها بیان کردند.

گرچه عده ای نام آریا را به صورت کلی برای «هند و اروپایی» ها بیان کردند اما نظریاتی مطرح شد که هند و اروپاییان را به گروه های شرقی و غربی تقسیم می کرد؛ دسته ی شرقی شامل ایرانی ها و هندی ها بود که به «هند و ایرانی» شهرت یافت.

حال سوال اینجاست که چرا برخی اوقات معیار «آریایی» بودن، دسته های غربی «هند و اروپایی» در نظر گرفته شد؛ در حالی که نام «آریایی» در منابع شرقی دیده شده است؟! به هر حال این روز ها در مباحث زبان شناسی، اصطلاح «زبان آریایی» رواج دارد و برای اشاره به برخی از گویشوران شرقی هند و اروپایی به کار می رود.

با پیشرفت دانش کم کم مشخص شد که دسته بندی نژادی و تباری بوسیله زبان و گروه های زبانی نمی تواند چندان درست باشد و اتفاقا تأثیرات محیط زیست را نباید نادیده گرفت. باید توجه کنیم که آن دسته بندی نژادی که در سال های پیشین بر اساس ریخت شناسی وجود داشت؛ بی نقص و دقیق نیست.

به راستی ما نمی توانیم یک تعریف دقیق و بی نقصی از نژاد و یک مرز بندی مشخص برای نژاد داشته باشیم؛ شاید اگر نژاد و هم نژادی را نوعی خویشاوندی در نظر بگیریم بهتر باشد؛ برخی خویشاوندی بیشتر و برخی خویشاوندی کمتری دارند. با بررسی منابع تاریخی به نظر می رسد این نزدیکی خویشاوندی با مردمان دیگر در منابع ما هم وجود داشته است. در این نوشتار واژه «نژاد» بیشتر برای مورد توجه دادن همین رویکرد به خویشاوندی مورد استفاده قرار گرفته است.

به طور کلی باید گفت که نام «آریا» در بین هندی ها و ایرانیان رواج داشته است و به نظر می رسد شباهت های نژادی میان بخش هایی از قاره اروپا از جمله بخش هایی از منطقه مدیترانه، کشور هایی مانند یونان، ایتالیا و ایرانیان و هندی ها دیده می شود.

اما باید پذیرفت که بهتر است واژه «آریا» را برای مورد توجه قرار دادن یک حوزه فرهنگی و تمدنی به کار ببریم. این واژه که بیشتر مرتبط با فرهنگ و تمدن ایران بوده است، شاید یک واژه با بار مثبت بوده است که مردمان مختلف به خود نسبت می دادند و رفته رفته واژگانی هم با این واژه ترکیب شده اند.

واژه «آریا» نام یک حوزه فرهنگی و تمدنی بوده است که اقوام گوناگون که احتمالا اکثر آنها در نتیجه آمیختگی با یکدیگر در طول چند هزار سال، خویشاوندی زیادی با هم پیدا کردند و طی یک تجربه مشترک در شکل گیری و پیشرفت آن حوزه فرهنگ و تمدن نقش داشتند.

در این نوشتار اشاراتی به منابعی که حاکی از تشابهات تباری و خویشاوندی ایرانیان با سایر مردمان جهان هستند و فرضیاتی که درباره مهاجرت اقوام به فلات ایران مطرح شده است، می کنیم سپس نگاه کوتاه به برخی از پژوهش های ژنتیکی که به این بحث ارتباط پیدا می کنند خواهیم داشت.

 

اشارات جالب منابع به نزدیکی نژادی

شواهد و مدارکی که نشان می دهد ایرانیان و هندی ها نزدیکی های نژادی داشتند بسیار زیاد است که احتمالا خواننده گرامی کمابیش با آن آشنا می باشد.

یکی از این اشارات جالب را در یک سروده پهلوی می توان یافت:

کی باشد که پیکی آید ز هندوستان

که آمد آن شاه بهرام از دوده کیان

....

بنگرید به: دو قرن سکوت، صفحه ۱۲۲

 

اما درباره این نزدیکی نژادی با بخش هایی از قاره اروپا هم مطالب قابل توجهی در منابع آمده است.

بر اساس شاهنامه فردوسی در پی قضایایی، خسرو پرویز در ابتدا تمایل داشت که از تازیان یاری جوید؛ اما هرمزد به او پیشنهاد می کند که از رومیان یاری خواهد. هرمزد یکی از سودمندی های این کار را خویشاوندی ایشان با خسرو پرویز به دلیل پیوند آنها با فریدون، می داند:

نباشند یاور تو را تازیان

چو جایی نبینند سود و زیان

...

چو بگذاشت خواهی همی مرز وبوم

از ایدر برو تازیان تا بروم

 

سخنهای این بندهٔ چاره جوی

چو رفتی یکایک بقیصر بگوی

 

بجایی که دین است و هم خواستست

سلیح و سپاه وی آراستست

 

فریدونیان نیز خویش تو اند

چو کارت شود سخت پیش تواند

 

چو بشنید خسرو زمین بوس داد

بسی بر نهان آفرین کرد یاد

بنگرید به: شاهنامه فردوسی، از روی نسخه مسکو، نشر محمد (ص)، صفحه ۶۶۷

 

حتی در بعضی از تصحیح ها به این صورت آمده است(هرچند چندان در مفهوم تغییر ایجاد نمی شود):

فریدون نژادند و خویش تو اند

چو کارت شود سخت پیش تو اند

 

در نمایشنامه حزن انگیز پارسیان اثر آیسخولوس(نمایش نامه نویس مشهور یونانی)، اشاره ی جالبی وجود دارد که شاید بی پیوند به بحث ما نباشد. در بخشی که از رویای آتوسا سخن به میان می آید، گفته می شود که دو زن با پوشش نیکو به ظهور آمدند، یکی در جامه «پارسی» و آن دیگر در پوشش «دوری» (یکی از تیره های یونانی) ... خواهرانی با یک نژاد که یکی در یونان و دیگری در آسیا ساکن بود.

اما جدا از این اشاره رمز آلود باید توجه داشت که گزنفون(مورخ و فیلسوف یونانی) در کتاب کوروش نامه بیان می کند که نژاد کوروش به پرسئوس (پسر زئوس و یکی از شخصیت های اسطوره ای یونان) می رسد.

بنگرید به : کوروش نامه گزنفون، دفتر ۱، بخش ۲

 

این موارد که به نظر می رسد از گذشته های دور به جا مانده است؛ شاید یادگاری از خویشاوندی نزدیک بخش هایی از منطقه غرب آسیا با هندوستان و بخش هایی از منطقه مدیترانه باشد که در ادبیات و اسطوره های مردمان این سرزمین ها نمود داشته است.

 

نظریه های مهاجرت آریاها به فلات ایران

بسیاری از پژوهش گران، یک جمعیت به خصوص که در ابتدا در جایی ساکن بوده اند را مهاجر به فلات ایران دانستند اما درباره زمان ورود آن ها و منشأ اولیه آن ها، نظریات زیادی مطرح شده است. در برخی از این نظریات نام این جمعیت را آریاها گذاشته اند که در ادامه توضیحاتی در این باره داده می شود. پاره ای از پژوهش گران هم این جمعیت را ساکنین اصلی فلات ایران بر می شمارند.

در اینجا فقط چند مورد از نظریه های مشهور که درباره این مهاجرت داده شده است را می آوریم و این موضوع را در دو بخش ١ - زمان ورود به فلات ایران و ٢ - منشأ اولیه، بیان می کنیم.

 

١ - زمان ورود به فلات ایران

 

از ابتدا در فلات ایران بودند

این نظریه ها نسبت به نظریات دیگر کمتر شنیده شده اند. این نظریات اظهار می دارند که همان اقوامی که از ابتدا به فلات ایران آمده اند و تمدن های نخستین را بوجود آورند در این فلات باقی ماندند و ماد ها و پارس ها هم بازماندگان همان اقوام هستند. برخی از صاحبان این نظریه ها معتقدند از افسانه ها و اسطوره های ایرانی می توان به هویت تاریخی ایرانیان پی برد و اشاره می کنند که مردمان این سرزمین از ابتدا ساکن این سرزمین بوده اند.

برخی از پژوهش گران هم با بررسی های زبان شناسی و دیرینه شناسى به این موضوع دست یافته اند.

برای دانش بیشتر بنگرید به:

آریایی‌ها از شمال نیامدند

تمدنی که از نو باید شناخت

همچنین برای دانش کامل تر، بنگرید به :

جهانشاه درخشانی، آریاییان، مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان

 

حضور در فلات ایران  از ١٠ هزار سال تا ٧ هزار سال قبل

برخی از محققین با توجه به آنکه نام آریا (یا نام هایی مانند آن) در کتیبه ها و متون تاریخی دیده می شود و همچنین زمان برخی از اشخاص آریایی که بنا بر گفته ها به بیش از ٧ هزار سال قبل از میلاد بر می گردد به این نظریه روی آوردند.

یکی از مواردی که می توان در تأیید این نظریه بدان اشاره کرد گفته مورخان یونانی درباره زمان زرتشت می باشد که آنرا نزدیک به ۶۵٠٠ سال قبل از میلاد (نزدیک به ٨۵٠٠ سال قبل) می دانند. برخی از پژوهشگران معتقدند که اگر این گفته ها را در کنار منابع ایرانی مانند اوستا، شاهنامه و متون پهلوی قرار دهیم، حضور اقوام هند و اروپایی در ایران به بیش از ١٠ هزار سال قبل بر می گردد.

برای دانش بیشتر بنگرید به: قدمت آریاها با توجه به زمان زرتشت

 

حضور در فلات ایران از نزدیک به ۴ هزار سال قبل

شاید این نظریه بیشتر از نظریه های دیگر شنیده شده باشد. این نظریه معمولاً به عنوان یک اصل پذیرفته می شود. هرچند نقد های بسیار زیادی به آن شده است ولی در کتاب های زیادی با این نظریه روبرو می شویم.

معمولا در این نظریه ها است که واژه آریا کاربرد قومی و نژادی به خود گرفته است و آریایی نام یک جمعیت مهاجر به فلات ایران شده است. معتقدان به این نظریه اقوام بومی فلات ایران را غیر آریایی نامیده اند و حتی برخی از آنان معتقدند قبل از آریاها اقوام دیگری هم به این فلات مهاجرت کرده اند.

در کل، مهاجرت های عمده را در سه موج مهم بررسی می کنند :

١ - آزیانیک در حدود هزاره چهارم قبل از میلاد

٢ - هند و اروپایی در حدود هزاره سوم قبل از میلاد

٣ - هند و ایرانی حدود هزاره دوم قبل از میلاد که مهمترین آنها مادها و پارس ها می باشند.

 

 

٢ - منشأ اولیه

 

ساکنین اصلی فلات ایران

در این نظریه منشأ اصلی، سرزمین ایران معرفی می شود. این نظریه بیان می دارد که مهاجرت از داخل فلات ایران به دیگر مناطق صورت گرفته است. برخی از نظریه پردازان دوره فریدون را دوره چند بهره شدن یک جمعیت می دانند که بخشی از آن ها در جایگاه اولیه خود یعنی ایران باقی ماندند و بخشی دیگر به سرزمین های دیگر رفتند. البته این نظریه صرفا به این صورت بیان نمی شود و حالت های گوناگونی دارد؛ اما به طور کلی برخی معتقدند که ساکنین نخستین فلات ایران همان آریاییان هستند و یا نیاکان ایرانیان کنونی از ابتدا در این فلات ساکن بوده اند.

همچنین برای دانش کامل تر، بنگرید به :

جهانشاه درخشانی، آریاییان، مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان

 

غرب و شمال غرب

برخی از پژوهشگران معتقدند که مهاجرت از سوی غرب فلات ایران به این سرزمین صورت گرفته است. شبه جزیره اسکاندیناوی، شمال آلمان و جنوب دانمارک، میان رودان و ... از مواردی هستند که به عنوان منشأ اولیه بیان می شوند که در غرب و شمال غرب فلات ایران قرار دارند.

 

شبه جزیره اسکاندیناوی که امروز شامل کشور های سوئد، نروژ و دانمارک می شود یکی از مواردی است که به عنوان منشأ اولیه معرفی می گردد

 

شمال آلمان و جنوب دانمارک از دیگر مواردی است که به عنوان منشأ اولیه بیان می شود.

 

میان رودان که شامل کشور عراق امروزی و بخش هایی از ایران کنونی است و خواستگاه تمدن های بزرگی بوده است از موارد دیگری است که به عنوان منشأ اولیه معرفی می گردد.

صاحبان این نظریه معتقدند مردمان تمدن هایی مانند سومر و بابل و... با ایرانیان هم نژاد بوده اند.

 

شمال و شمال شرق

آسیای میانه و قفقاز دیگر مکان هایی است که به عنوان منشأ اصلی بیان می شود. البته برخی هم این مناطق را مسیر مهاجرت دانسته اند. در این نظریات گفته می شود که هند و اروپاییان از سرزمین‌ های واقع در دشت‌ های جنوب روسیه، نواحی شرقی و فرودست رود Dniepr، شمال قفقاز و غرب اورال برخاستند و به تدریج بخش‌های گسترده‌ای از اروپا و آسیا را به دست آوردند. هند و ایرانیان در منطقه ی تمدنی «آندرونو» Andronovo (گستره‌ای شامل سرزمین‌های واقع در سیبری غربی تا رودخانه‌ی اورال) می‌زیستند و رفته رفته به فلات ایران رهسپار شدند.

بنگرید به: قوم آریایی، داریوش کیانی

 

آسیای میانه که در شمال شرق فلات ایران قرار دارد امروز شامل کشورهای قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان می شود.

 

منطقه قفقاز شامل کشور های جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و بخشهای کوچکی از شمال باختری ایران و شمال خاوری ترکیه می‌شود.

 

لازم به ذکر است که برخی از نظریه ها مهاجرت هند و اروپاییان را در چند مرحله می دانند به طوری که به مکان های گوناگون مهاجرت کردند و دسته ای از آنها به فلات ایران آمده اند. به طور کلی در این زمینه نظریه های پیچیده ای عنوان شده است که به منظور اختصار از وارد شدن به آنها خود داری می کنیم.

 

پژوهش های ژنتیکی

 

پژوهش های دکتر اشرفیان بناب

یکی از پژوهش هایی که درباره نژاد ایرانیان صورت گرفته است، پژوهش های آقای دکتر مازیار اشرفیان بناب و همکارانش در دانشگاه پورتسموت است. این پژوهش ها در سال ۲۰۱۱ به نتایجی رسید. به طور کلی این پژوهش ها نشان می دهند که ایرانیان ریشه ده هزار ساله در فلات ایران دارند.

دکتر مازیار اشرفیان بناب

 

هم ریشه بودن همه اقوام ایرانی

پژوهش های دکتر اشرفیان و همکارانش نشان داد که اکثر قومیت های ایرانی از جمله اقوامی که با نام تُرک(آذری) می شناسیم با دیگر اقوام ایرانی، ریشه مشترک دارند.

بخش هایی از صحبت های دکتر اشرفیان درباره نتایج پژوهش هایشان را از زبان خود ایشان بخوانید:

تحقیقات ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران) ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوتهای جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبانهای مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند.

توضیح در مورد نتایج یک تحقیق پیرامون نژاد ایرانیان، بی بی سی فارسی

 

نزدیکی ژنتیکی میان اقوام ساکن در فلات ایران و از سوی دیگر خاص بودن این محتوای ژنتیکی در فلات ایران، به قدری ملموس و غیر قابل انکار است که حتی کاربرد واژه‎ی اقوام را در مورد جمعیت ساکن در فلات ایران با شک و تردید روبرو می کند. به این معنی که آنچه باعث تمایز ژنتیکی گروه‌های انسانی می شود تا بتوان آن‌ها را به صورت اقوام تمایز یافته در زمان و مکانی خاص تصور کرد؛ ابداً در محتوای ژنتیکی ایرانیان اعم از شیرازی، اصفهانی، خراسانی، آذری، لر، بلوچ و .... دیده نمی شود...

یکی از یافته های جالب توجه در مطالعه اخیر این است که گروه‌های غیر فارسی زبان به ویژه جمعیت آذری زبان ساکن در فلات ایران ریشه ژنتیکی مشترکی با اقوام ترک زبان ساکن در کشور ترکیه و اروپای شرقی ندارند و بر‏عکس، شاخص تمایز ژنتیکی آن‌ها با سایر گروههای ساکن در فلات ایران به ویژه فارسی زبانان نزدیک به صفر است که نشانگر ریشه ژنتیکی مشترک آن‌ها در اعماق تاریخ این مرز و بوم است.

گفتگوی دکتر اشرفیان بناب با ایسنا

 

آریاها ساکنین ده هزار ساله فلات ایران

در پژوهشهای این گروه به سرپرستی آقای اشرافیان بناب، بررسی ژنتیکی اقوام باستانی صورت گرفته است. گویا استخوان های بدست آمده از مکان های مشهور باستانی مانند مسجد کبود و شهر سوخته مورد بررسی این گروه قرار گرفتند.

به گفته آقای اشرفیان بناب، ایرانیان بازمانده ی آریاهایی هستند که از ده هزار سال قبل ساکن فلات ایران بودند:

مطالعه DNA میتوکندریال نشان می دهد که ریشه‏ ی مشترک مادری تمام اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران، به زمانی بسیار عقب تر از آن چه در نظریه‏ ی مهاجرت اقوام آریائی مطرح می باشد بر می‌گردد. بدین ترتیب که اگر تمامی اختلاط ها و شاخص های ژنتیکی مربوط به سایر مناطق جغرافیایی و قومی را از محتوای ژنتیکی نمونه‌های مدرن ایرانی حذف کرده و به کناری بگذاریم، اخیرترین جد مشترک مادری ما (Most Recent common ancestor- MRCA)، زمانی حدود ۱۰ هزار تا ۱۱ هزار سال قبل در فلات ایران می زیسته است.

گفتگوی دکتر اشرفیان بناب با ایسنا

 

اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آریائیان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدا و منشاء بزرگترین ابداعات و نو آوری های انسان مدرن بوده اند (از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدنهای پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته)...

اعتقاد بنده اینست که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریائیهائی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدنهای انسانی را پایه گذاری کرده اند.

توضیح در مورد نتایج یک تحقیق پیرامون نژاد ایرانیان، بی بی سی فارسی

 

شباهت ژنتیکی ایرانیان با اروپاییان

به گفته ی دکتر اشرفیان این پژوهش ها نشان می دهد که شباهت ژنتیکی ایرانیان و اروپاییان احتمالا به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به اروپاست:

این مطالعات ژنتیک نشان می دهند که شباهت های ژنتیکی ما ایرانیان با اروپائیان نه به دلیل مهاجرت اقوامی از اروپا به ایران (در حدود چهار هزار سال قبل) بلکه به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به سمت اروپا (در حدود ده هزار سال قبل) می باشد.

توضیح در مورد نتایج یک تحقیق پیرامون نژاد ایرانیان، بی بی سی فارسی

 

برای بررسی بیشتر این موضوع، در ادامه نوشتار به چند مورد از پژوهش های پیشین که به این حوزه ارتباط پیدا می کند اشاره می کنیم.

 

پژوهش های کاوالی اسفورتسا

تصویر زیر نتایج پژوهش های «کاوالی اسفورتسا» را نشان می دهد. همانطور که مشخص است بخشی از اقوامی که هند و اروپایی خوانده می شوند از نظر تباری نزدیک هستند.

 برای دانش بیشتر بنگرید به:

Luigi Luca Cavalli-Sforza, Paolo Menozzi, Alberto Piazza. The History and Geography of Human Genes. 1994. ISBN: 978-0691087504

تحقیقات آقای کاوالی اسفورتسا بر روی نمونه های واجد شرایط از بیست و شش ملیت مختلف انجام گرفت که نتایج جالبی بدست آمد. مطابق با این گراف نزدیکترین گروه به ایرانیان، یونانیان هستند با ۰٫۰۰۷۰ اختلاف، پس از ایشان به ترتیب ۰٫۰۱۳۳ مردمان ایتالیا و ۰٫۰۱۵۲ هندوستان و...

این موضوع نشان از نزدیکی برخی از ملت های هند و اروپایی به یکدیگر دارد و به نوعی همان آریایی بودن این ملت ها را نشان می دهد.

برای دانش بیشتر بنگرید به: میزان خویشاوندی و شباهت ژنتیکی بیست و شش گروه جمعیتی

پیش از این اشاراتی به منابع داشتیم که این نزدیکی را هم می توان از آنها برداشت کرد.

 

برخی از پژوهش های داخلی

پژوهش مهم دیگر بر روی آذریهای ایران توسط محققان دانشگاه تبریز (اصغرزاده، رهبانی نوبر و رنجبر)، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (رحیمی پور) و دانشگاه علوم پزشکی ارتش (صمدی کفیل) در سال ٢٠١١ انجام شد که نتایج قابل ملاحظه ای در پی داشت که باز هم نشان از نزدیکی آذریها با دیگر مردمان ایران داشت.

ژورنال بیوتکنولوژی ایران: ١٢٠ ، ٢٠١١

 

واژه «ایران» و مفهوم آزادگی

می دانیم که نام زیبای «ایران» نام یک تمدن کهن است که به مرور زمان به شکل «ایران» در آمده است. جدا از بررسی های پیرامون نژاد و تبار ایرانیان، باید توجه داشت که به نظر می رسد لفظ «ایران» کاربردی فرا تر از مفهوم نژادی هم برای ایرانیان داشته است و شاید یکی از دلایل ماندگار بودن این نام همین موضوع باشد. مفهومی که مرتبط با آزادگی و شرافت می باشد. برای مثال در بخشی از شاهنامه فردوسی، هنگامی که از زیبایی و بلند بالا بودن بیژن حیرت کرده اند؛ این سوال برایشان پیش می آید که «آیا سیاوش زنده شده است و یا پیژن از پری زادگان است؟» بیژن هم اینچنین پاسخ می دهد:

سیاوش نیم نز پری زادگان

از ایرانم از شهر آزادگان

بنگرید به: شاهنامه فردوسی، به تصحیح ژل مُل، انتشارت بهزاد، صفحه ۲۸۷

 

هرچند که مهم ترین موضوع در هویت یک ملت، فرهنگ و تمدن آن ملت است. مطمئناً اهمیت زبان و نژاد کمتر از فرهنگ و تمدن است و باید برای بهبود روز افزون شرایط فرهنگی و تمدنی کشورمان بکوشیم و این موضوع را در اولویت قرار دهیم. تاریخ نشان داده است که ایرانی راستین بودن قبل از آنکه به نژاد و تبار بستگی داشته باشد به نیک سیرتی بستگی داشته است. در طول تاریخ، نژاد اهمیت چندانی برای بزرگان و خردمندان این سرزمین نداشته است؛ اما در شرایطی که از هر روشی برای تضعیف کشور ما بهره می برند؛ از جمله آنکه انواع و اقسام نظریه ها درباره تبار و نژاد ما داده می شود و برخی از آن ها به دنبال ایجاد تمایلات جدایی طلبانه هستند؛ نیاز به پژوهش های بیشتری در این زمینه احساس می شود.


بن مایه ها و یاری نامه ها:

شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه مسکو. تهران: نشر محمد(ص)، ۱۳۷۷

عبدالحسین زرین کوب. دو قرن سکوت. چاپ بیستم، تهران: سخن، ۱۳۸۴

عبدالعظیم رضایی. اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان. چاپ ششم، تهران: دُر، ۱۳۸۱

هنر و باستان شناسی ماد، هخامنشی، پارت و ساسانی.  انتشارات مارلیک.

جهانشاه درخشانی، آریاییان، مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان

Luigi Luca Cavalli-Sforza, Paolo Menozzi, Alberto Piazza. The History and Geography of Human Genes. 1994

با سپاس ویژه از:

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا

تارنمای خبرگزاری بی بی سی فارسی

تارنگار فردا

تارنمای خبری-پژوهشی ایران بوم

تارنمای خبری زرتشتیان، امرداد

 

دکتر مازیار اشرفیان بناب

دکتر شاهین بزرگمهر

جناب آقای سورنا فیروزی


دیدگاه های بازدیدکنندگان

این نماهنگ در ابتدا عنوان دیگری داشت اما با تغییراتی که در آن اعمال شد؛ نام «اسطوره ها» را برای آن برگزیدیم.

پخش نماهنگ:


واپسین به روز رسانی


نمایش تمام صفحه


نوشتارهای ما را می دزدند و هیچ مرجعی پاسخ گو نیست

دزدهای فضای مجازی

کانال رسمی خردگان